تبليغاتX
اینجا؛زنی تنهاست... ./
قالب وبلاگ
اینجا؛زنی تنهاست... ./
مصائب یک دوشیزه 

محکوم است به تن فروشی؛

باغ را می گویم...!

آنجا که به هر آنچه پیش آید،

تن میدهد...!

انگار؛

کلاغ های سیاه خوشبختی

در آسمان باغ منزوی

گذر دارند.../

فاخته


دوشیزه  گفت:

1*این باغ منم

تویی؛

ماییم وقتی تن میدهیم

2*نکنه یهو همه چیز و ازم بگیری...! )-:

بعدا نوشت:

1*انسان های عزیز که میان این پست ها رو میخونن

اگه خوششون نیومد

مجبور نیستن بخونن و آخرش فحش بدن

2*امشب هوای رادیو 7افتاده تو دلم




[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 1:50 PM ] [ فاخته ]
تورو دوست دارم مثل حس نجيب خاک غريب

تو رو دوست دارم مثل عطر شکوفه هاي سيب

تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد

 
تورو دوست دارم مثل لحظه خواب ستاره ها

تو رو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها

تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد

 دوست دارم

فاخته نوشت:

پیوندت مبارک

[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 10:30 AM ] [ فاخته ]
[ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ 4:8 PM ] [ فاخته ]
سراسر شب،پر از صدای وحشت پروانه ای است

که در ذهن؛

فردا را،با بال های به دار آویخته

تجسم می کند...!

تاوان پرواز آن دو بال معصوم آیا

آرمیدن در جوار دستمال خون آلود قانون است؟!

فاخته

***

فاخته نوشت:

1*بعد مدت ها کاغذ و قلمم از خواب بیدار شدند

انگار وقتش بود

2*تو؛

انتظار کشیدی

پس صبر من چی میشه؟

میدونم خسته

اما؛

پس جبر من چی میشه؟



[ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ] [ 2:30 PM ] [ فاخته ]

رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می‌بیند
از دور می‌گوید:
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!

اما
من مثل هر روزم
با آن نشانیهای ساده
و با همان امضا، همان نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام

این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می‌کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
- از تو چه پنهان -
با سنگها آواز می‌خوانم
و قدر بعضی لحظه‌ها را خوب می‌دانم
این روزها گاهی
از روز و ماه و سال، از تقویم
از روزنامه بی خبر هستم

حس می‌کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می‌شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می‌پرستم

گاهی برای یادبود لحظه‌ای کوچک
یک روز کامل جشن می‌گیرم
گاهی
صد بار در یک روز می‌میرم
حتی
یک شاخه از محبوبه‌های شب
یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است

گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می‌کند
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می‌کند

اما
غیر از همین حس‌ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم

رفتار من عادی است!

***

فاخته نوشت:

1*شعر از زنده یاد قیصرامین پور

2*باور کنید رفتار من عادی است


[ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 3:40 PM ] [ فاخته ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این منم
زنی تنها در آستانه
فصلی سرد در ابتدای
درک هستی آلوده زمین
و یأس ساده غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی... ./
***
پست هایی که آخرش فاخته داره
نوشته های خودمه
امکانات وب